تبلیغات
حـسـابـدار - حکایت من ...
هر گرانی را گزافی است بهای خوشبختی تو چیست ؟
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

فال حافظ

ابزار پرش به بالا

کد متحرک کردن عنوان وب

حکایت من ...

 

حکایت من…

حکایت کسی بود که عاشق دریا بود اما قایقی نداشت؛

دلباخته سفر بود اما همسفـر نداشت؛

حکایت کسی بود که زجر کشید اما ضجه نزد؛

زخم داشت اما ننالیـد؛

گریه کرد اما اشک نریخت؛

حکایت من حکایت کسی بود که :

پر از فریاد بود اما سکوت کرد تا همه ی صداها را بشنود ...



نوشته شده توسط :elena
یکشنبه 10 آذر 1392-06:14 ب.ظ
کامنت() 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.